فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
352
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
گرديد . سفير كه در اينگونه امور سخت كنجكاو بود مجسمهء مرمرين را هنگامى كه از شهر مريدا « 221 » ، كه در آن رد پا و بقاياى بسيارى از اشياء عتيق رومى برجاست ، ديدن مىكرد يافت . وى در اين شهر هنگام ديدار از خانهء فرزندان ارشد خانوادهء مكزياس « 222 » روى يكى از پايههاى سنگى بدين مجسمه كه فاقد سر و بازو بود برخورد كرد . اندام زيبا و لباس مجسمه بطور كامل نمايان بود و شالگردن كه زينت معمولى زنان متشخص روم بود با چند چينخوردگى كه از شانه تا پاها را مىپوشانيد كاملا مجسم بود . وجود كمربندى روى لباس ، سينهها را برآمده و قسمت پائين لباس را كه بسيار گشاد بلند و نجيبانه بود كاملا نمايان مىكرد . سفير كه ميل داشت از اين مجسمه كه با همهء شكستگى در نظرش بسيار زيبا جلوه كرده بود كپيى تهيه كند ، چون كسى را كه بتواند به دلخواه وى تصويرى ظريف از آن بدست دهد نيافت ، ناگزير از نقاشى كمتجربه استفاده كرد كه با همهء كوششى كه به كار بست از عهدهء تدارك آنچه سفير مىخواست برنيامد . با آنكه چندى بعد نقاش زبردست ديگرى در مادريد كوشيد تا نقائص كار هنرمند نخستين را بر طرف كند ، دستيابى به تصوير واقعى ممكن نشد . در حقيقت تصوير چهره و سر و گردن كه از روى مدال تهيه شده بود كاملا با اصل انطباق داشت اما بازوها كه نه در مدال و نه در مجسمه وجود نداشت ، در تصوير روى تابلو نيز منعكس نبود و اين تصوير نيز ناگزير همچون بسيارى از تصاوير بىدست و بازوئى كه نقاشان ايتاليائى و اسپانيائى به تقليد نقاشان عهد عتيق كشيده بعنوان تصاوير امپراطريسهاى روم به مردم قالب مىزنند ، بىدست و بازو بود . اما صورت برجستهء قبضهء خنجر سفير لاهور بسيار زيبا و خوش ساخت و كاملا شبيه مجسمهاى بود كه سفير در مريدا ديده بود ، چون سفير تصوير را جز بطور گذرا در دست شاه نديده بود نتوانسته بود تشخيص دهد كه مويهاى آن كاملا شبيه تصوير مدال بوده است يا نه جز آنكه به ياد مىآورد كه گردن و گلوى مجسمهء
--> ( 221 ) Merida ( 222 ) Mexias